۱۳۹۱ فروردین ۶, یکشنبه

سفر دريايي من به فنلاند


ما وقتي سوار کشتي شديم گروه نوازندگي جلوي در براي خوش آمد گويي آهنگ مي زدند بعد ما به سمت اتاقمان راهي شديم ٠ در طبقه ي هفت کشتي مغازه هايي بود و در داخل آن اتاق بچه ها هم بود. در طبقه ي  شش بازي هاي کامپيوتري مجاني و فروشگاه مواد غذايي بود.در طبقه هاي دو سه چهار و پنج ماشين ها و در طبقه هاي هشت نه ده يازده و دوازده انسان ها بودند و در طبقه ي هفت و دوازده ارشه ي کشتي بود.ما وقتي به فنلاند رسيديم آقايي ايراني آمد و مارا در فنلاند چرخاند.



کليسايي در فنلاند.


منظره اي از روي عرشه ي کشتي.


ساختماني در فنلاند.



طبقه ي هفتم کشتي.


عرشه ي کشتي.


کليسايي در فنلاند.


غروبي زيبا در فنلاند.


ساختماني در فنلاند.


کليساي سفيد در فنلاند.


عرشه ي کشتي

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر